خدایا …!

گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیــرد ،

نگاهم را به سوی تو و آسمـان می گیرم ،

و آنـقـدر با تــو درد دل می کنـم ،

تا کم کم چش


 

حمـاقـت كـه شاخ و دم نــدارد!

حمـاقـت يـعنـﮯ مـن كـه

اينقــدر ميــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوﮮ!

خـبري از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـي شود!

برميگردم چـون

دلـتنـگـت مــي شــوم!!!

 

 

 

دلم تنگ است برای کسی که نمی داند...

 

نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم...

 

می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد....

 

پس بگذار که نداند بی او تنهایم...

 

دور میمانم که نزدیک بماند...

 

 

 



دل آدم ...چه گرم می شود گاهی ساده... به یک دلخوشی کوچک...

به یک احوالپرسی ساده...
به یک دلداری کوتاه ...
به یک "تکان سر"...یعنی...تو را می فهمم...

... به یک گوش دادن خالی ...بدون داوری!
به یک همراهی شدن کوچک ...
به حتی یک همراهی کردن ممتد آرام ...
به یک پرسش :"روزگارت چگونه است ؟"

به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان چای !
... به یک وقت گذاشتن برای تو...
به شنیدن یک "من کنارت هستم "...
به یک هدیه ی بی مناسبت ...
به یک" دوستت دارم "بی دلیل ...

به یک غافلگیری:به یک خوشحال کردن کوچک ...
به یک نگاه ...
به یک شاخه گل...
دل آدم گاهی ...چه شاد است ...
به یک فهمیده شدن ...درست !

به لبخند!
به یک سلام !
به یک تعریف به یک تایید به یک تبریک ...!!!
و ما چه بی رحمانه این دلخوشی های کوچک و ساده را از هم هم دریغ میکنیم و تمام محبت و دوست داشتن مان را گذاشته ایم کنار تا به یک باره همه آنها را پس از مرگ نثار هم کنیم...
 
 
 
 

 

آدم عـشـقــشو یادش نـمـیره !


فـقط یاد مـیـگیــره راجـبش کـمــتـر حــــرف بـــزنـــه ...


بـهـــش کـمـتر فـکر کـنــــه ..


دلــــش کـمـتــــر تـنگ بـشــــه .. !!



 
 
 
 

 

وقتی میـــروی


حواست باشـد


"حتماً خدانگهدار بگویی!"


تا خدا حواسش را بیشتر به من بدهد...


.
آخر میدانی 
.
.
.
خدا


به هوای تو مرا رها کرده است ...


.....
....
...
..
.